برخیز و بدرخش

برخیز و بدرخش

چکیده :

برخیز و بدرخش

امروز تصمیم بگیر سرنوشت منتظر کسی نمی شود و هنگامی که زمانش فرا می رسد و هزاران هزار صدا در سرت فریاد کردند که آماده نیستی. اگر تو بخواهی آرام و تنها گوش بسپار که می گوید

تو آماده ای!

تو مهیا شده ای!

به اشتراک بگذارید

print
چاپ صفحه
send-to-friend
ارسال به دوست
wish
افزودن به لیست علاقه مندی

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

برخیز و بدرخش

ساعت شش صبح است و زنگ می زند. اما قبل از آن که دستت به ساعت برسد و صدایش را قطع کنی صداهایی در سرت می شنوی. هنوز خیلی زود است! هنوز تاریک است! زیر پتو بمان هوا سرد است! عضلات خسته ات سرپیچی می کنند. انگار فرمان حرکت مغز را نمی شنوند! از هر طرف فریادهایی می شنوی که همگی فرمان می دهند به سرزمین رویاهایت باز گردی و بخوابی. اما تو نظر هیچ یک از آن ها را نخواسته ای. تنها خواست برگزیدۀ تو به مبارزه طلبیدن آن هاست. صدایی که به تو یادآوری می کند حتما دلیلی داشته که ساعت را روی 6 کوک کرده ای! پس بلند شو بنشین! پاهایت را بر زمین استوار کن و به پشت سرت نگاه نکن زیرا کارهای بسیاری پیش رو داری. به دنیای سخت کوشی خوش آمدی.

هر روز چیزی نیست جز نبردی مداوم بین راه درست و راه آسان. ده هزار مسیر متفاوت در پیش رویت کشیده می شود که هرکدام خود را راحت تر از دیگری نشان می دهد. می خواهی برخلاف جهت حرکت کنی و با این تصمیم، با پشت کردن به راحتی ها و امنیت ها و آنچه دیگران عقل سلیمش می خوانند قدم در اولین روز می گذاری و از آن به بعد دشواری ها یکی پس از دیگری سر بر می آورند.باید مطمئن باشی چه می خواهی! زیرا مسیرهای راحتی و آرامش دائمأ چشمک می زنند آماده اند تا ممانعت شوند. فقط کافیست مسیرت را به سمت آن ها کج کنی! اما تو چنین کاری نمی کنی هر گامی که بر می داری منجر می شود به برداشتن گام بعدی در مسیر قرار گرفته ای! فرصتی برای فکر کردن به راهی که طی کرده ای نداری. در برابر حریفی ایستاده ای که او را نمی بینی. اما او را پشت سرت احساس می کنی گرمی نفسش را بر گردنت احساس می کنی شناختی؟ بله خودت هستی ، ترس ها، تردیدها و ناامنی هایت همه در مقابلت صف کشیده اند تا از میدان به درت کنند. اما مطمئن باش که شکست ناپذیر نیستند. این سختکوشی را به یاد داشته باش جنگ بین تو و ذهنت! جنگ بین جسم و شیطانی که بر روی شانه هایت نشسته و دائمأ نهیب می زند که همه چیز بازی است وقتت را تلف نکن. حریفات همه از تو قوی تر هستند. نهیب های نا امنی را در تپش های تند و محکم قلبت غرق کن، تردید ها را در آتش درونت بسوزان و به خاطر داشته باش برای چه می جنگی. فراموش نکن هر لحظه از عمرت معلمی بی رحم است او از کاه کوه می سازد. در تو به دنبال نقاط ضعف می گردد. همان کوچکترین و کمترین چیزی که برایش آماده نیستی و فراموش کرده ای تا زمانی که شیطان نفست تلاش می کند جزئیات را از دیدت پنهان کند این پرسش باقیست. آیا همۀ کارهایی که باید انجام می دادی را به اتمام رسانده ای؟ مطمئنی؟ و هنگامی که پاسخ مثبت است و کاملأ آماده ای وارد میدان شو و با جسارت تمام با دشمنت رو در رو شو! دشمن درونت وقت آن است که مبارزه را آغاز کنی به قلمرو دشمن برو، شیری هستی در قلمرو دیگر شیران همگی در پی یک شکار هستید. در قحطی ای جانکاه و دائمأ یادآوری می کند پیروزی تنها گزینه ای است که می تواند تو را زنده نگه دارد. پس باور کن صدایی را که می گوید تو می توانی او را سخت تر زمین بزنی و سرانجام بدان که قوانین فیزیک فرضیاتی بیش نیستند. شانس، آخرین آرزویرنگ باخته و دم مرگ آن هایی است که معتقدند پیروزی تنها شانس است و بس. در حالی که کار و زحمت نصیب کسانی می شود که می دانند باید برگزینند.

پس امروز تصمیم بگیر سرنوشت منتظر کسی نمی شود و هنگامی که زمانش فرا می رسد و هزاران هزار صدا در سرت فریاد کردند که آماده نیستی. اگر تو بخواهی آرام و تنها گوش بسپار که می گوید

تو آماده ای!

تو مهیا شده ای!

حال همه چیز به تو بستگی دارد انتخاب کن برگزینی و تلاش کن

پس برخیز و بدرخش. . .

 

ارادتمند شما 

هاشم شیخی پور 

سفر به سیاره وب 

نظرات كاربران

نظرات خود را با ما در میان بگذارید

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

عضویت در خبرنامه سایت

اگر میخواهید آخرین پیشنهادات ما را در ایمیل شخصی خود دریافت کنید در خبرنامه ما عضو شوید.